الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

489

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

او در سال 38 هجرى در كوفه جهان را وداع گفت ، على ( ع ) بر او پنج بار نماز خوانده ، بيست و پنج تكبير گفت و از مرگ او سخت ناراحت و غمگين گرديد . ( اسد الغابه جزء دوم ص 364 و سفينة البحار ج 1 ص 676 ) ( 505 . ) اين نامه را ابن واضح در تاريخ 1 ابن واضح - تاريخ - ج 2 ص 192 و 193 خود ج 2 ص 192 و 193 آورده و بلاذرى در كتاب انساب الاشراف 1 بلاذرى - انساب الاشراف - ص 13 چاپ اعلمى ص 13 چاپ اعلمى آن را با كمى اضافه‌تر نقل كرده است . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 ص 472 ج 3 ص 472 ) ( 506 . ) « شايستگى پدرت مرا فريفت » ، اين جمله اشاره به زندگى پدر منذر يعنى جارود است كه فردى كاملا صالح و شايسته بود ، وى در سال نهم يا دهم با جماعتى از عبد قيس نزد پيامبر آمدند ، او مسلمان شد و اسلام او هم نيكو شد او در بصره ساكن شد و در يكى از جنگهاى ناحيه فارس در سال 21 شركت كرد و شهيد شد او مردى صالح و شايسته بود كه امام ( ع ) در نامه‌اى كه به منذر مىنويسد اشاره به ايمان و صلاحيت جارود نيز مىنمايد . عمر ابن خطاب مىگويد : اگر نبود اين كه من شنيدم رسول خدا مىفرمود : اين امر ( خلافت ) جز در قريش نمىباشد . در مورد خلافت از جارود عدول نمىكردم و شك و ترديدى هم در اين امور براى من پيدا نمىشد . « جارود » در ميان قومش مورد احترام بود هنگامى كه پيامبر از دنيا رفت و گروه زيادى از عرب مرتد شدند او براى قوم خود سخنرانى كرد و گفت اگر محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرده خداى او نمرده است به دين خود پايبند باشيد و اگر در اين فتنه‌اى كه به وجود آمده به كسانى صدمه رسيد من دو برابر آن را تضمين ميكنم لذا از قبيله عبد قيس كسى مخالفت نكرد .